خرید بک لینک

اون بالا نشستي چيو نيگا مي كني؟ حتمأ پات رو هم رو پات انداختي و سيگارتم گوشه لبت دود مي كني و به اين بلوشويي كه اين پايينه لبخند ميزني!!! چرا نيستي چرا نمي بيني منو؟ من ميخوام نباشم وسط اين همه بدبختي!!! خواسته زياديه كه ميگم از اون بالا منو بشنو و دستمو بگيرو بنداز بيرون اين گردون ناجور.

خدايا خسته ام منو ببر اين يه التماسه منو بشنو!!!

برچسب: نویسنده: محمد میرزایی تاريخ: شنبه 27 دی 1399 ساعت: 7:59

صفحه بندی