اون روز یه جمله ای خوندم که عجیب به دلم نشست. نوشته بود با آدمها جوری رفتار کن که فکر کنند برنده اونا هستند ولی در واقعیت تو خودت برد کرده باشی. دیروز عصر محل کارم دوباره یه هجمه سنگینی سمتم اومد و کلاً کارم رو تحت الشعاع قرار داده بود، زنگ زدم به مدیر و گفتم یه جلسه بذار من توی جمع از آقای فلانی عذرخواهی کنم شاید مشکل حل بشه و خاتمه پیدا کنه این همه حاشیه، البته که قبلاً هم ازش خواسته بودم ولی آقای فلانی قبول نکرده بود. این شد که همین نیم ساعت پیش من جلوی جمع ده بار از این یارو عذرخواهی کردم در حالیکه اهانتهای اون به من خیلی بیشتر بود.
حال کرد، حال کردند، گفتند بردند، با خودشون گفتن دیدید حق با ما بود، کنار هم بودنی حتماً میگن که حواسش رو جمع کرد دیگه حساب کار دستش افتاد و می فهمه که نباید پاشو از گلیمش درازتر کنه. راستش ته قلبم هم غم دارم، ولی من هدفم فقط برگشتن موقعیت قبلیم و اختیاراتم و همینطور آرامشم بود. شما اونجوری خوش باشید منم اینجوری آرامش دارم.
اگر کائناتی وجود داره حتماً بده بستونی خواهد داشت، مخصوصاً این یارو غنچه که قراره گل بشه و شکوفا بشه، بعد پر پر بشه و بریزه و نابود بشه. ضمناً هر چی می گذره مطمئن تر میگم هیچ آدمی قابل اعتماد نیست خصوصاً در کار، از همه آتو داشته باش و به هیچکس آتو نده. این کار رو که بکنی حتماً بردی. اشتباه من ری اکشنهای هیجانیم هست و آتوهایی که دست ملت میدم. کاش یاد بگیرم کنترل رفتارهام بیشتر باشه و انقدر دست ملت آتو ندم. و در آخر باید بگم ریدم تو دهن همشون که الان نشستم و بابت کاری که نکردم عذرخواهی کردم و شدم ضعیف این جمع. کائنات لطفاً اون روزی که توی خیالاتم تصور می کنم برام بیار. لطفاً لطفاً لطفاً لطفاً...........
در گذر از مارپیچ زندگی.......ما را در سایت در گذر از مارپیچ زندگی.... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 27