
امروز وارد ماه نهم شدیم و دیگه همه چیز داره واقعی تر و جدی تر میشه. هفته سی و پنجم بارداری هفته بزرگ شدن جثه نازنین تو بود پسرم و به خاطر همین تکونات یه دفعه ای کم شده و الان ضربه های گاه و بیگاه و کش اومدنهای بدنت هست که بهم انرژی میده و شارژم می کنه. این روزها دلم میخواد زودتر بگذرن و بیشتر ذهنم رو معطوف تو و زایمان کنم. راستش سر کار اومدن هم سخت و ه...
ادامه مطلب
ورود به ماه ششم بارداری یا علمیش همون هفته بیست و دوم بارداری همراه با بزرگ شدن قابل توجه شکم من بود. یه دفعه شکمم طوری بزرگ شد که واقعاً دیگه شبیه حامله ها شدم!!! تا قبل از این انگار چاق شده بودم و شکمم شکل شکم حاملگی نبود ولی الان گردالو شدنش خیلی بامزه ست و کاملاً شکل حامله ها شدم. یبوست از روز اول بارداری با منه و با اینکه میوه و سالاد زیادی می خورم همچنان اذیتم. اما چیزی که بیش از هر چیز این روزها اذیتم می کنه، خارش شدید شکممه، طوریکه دلم میخواد پوستم رو با ناخونهام بکنم!!!! تکو...
ادامه مطلب