
خوب همه انرژیهای منفی رو توی پست قبلی ریختم تا خالی شم....خدایا مطمئنم یارو زنگ میزنهxa0و این هفته اون خونه سرسبز شمال رو قولنامه می کنیم. خدایا تو کنارمون باش که همه چیز روون پیش بره و اشتباه نکنیم. خدایا کمک تو سرتاسر زندگی ما همیشه بوده و داشته های ما در کنار تو معی پیدا کرده. خودت میدونی به جز تو کسی رو نداریم. نذار گیر کنیم. کنارمون باش. ما روت حساب کردیم مثل همیشه. هیچکس رو نداریم پیشمون باش........
ادامه مطلب
چند ماهی هست که هم شدید احساس نیاز به یخچال, بزرگتر کردم، هم اینکه چشم و هم چشمی یخچال, ساید دچارم کرده بود. ماه پیش یه بارم رفتیم نمایندکی اما موجود چیزی نبود. انگار شرکتها منتظر اوج گرونی دلار بودن که...
ادامه مطلب
پنجشنبه رفتم کلاس یوگا و بعدش هم اسنپ گرفتم و پیش به سوی خونه ماماینا. ساعت سه و نیم رسیدم و بنده خدا ناهار نخورده بود و من رسیدم دوتایی غذا خوردیم. بعدش خواهری اومد و سوغاتی های کیش بیبی جان رو داد که من خیلی همه شون رو دوست داشتم. بعدش هم رفتیم سمت آرایشگاه و بعد از دو سه ساعت آماده رفتن به سالن شدیم. توی آرایشگاه بودم که توی گروه دانشگاه زدن استاد شنبه نمیاد و ارائه من افتاد هفته بعدی. یعنی خبر از این بهتر هم توی اون موقعیت داشتیم مگه. سالن عروسی خوشبختانه خیلی نزدیک خونه ماماینا ...
ادامه مطلب